![]() |
![]() |
|
| ن، سوگند به قلم و آنچه مينويسند، (1)سوره قلم |
|
آن قلبی که دلبسته به تنعّمات اخروی است، در نتیجه كار هم كه میكند برای امور اخروی است و میخواهد به پاداش آخرت برسد و به آن هم خواهد رسید. درجات عالیه بهشت را هم به او میدهند، لذّتش را هم میبرد. وابستگی به دنیا رُوِی عَن رَسُولِ الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قال: اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی.وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیا لَهُ الشِّدَّةُ وَ الْبَلاءُ وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیا وَ الْعُقْبَی وَ الْمَوْلَی.[1] روایت از پیغمبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) منقول است كه حضرت
فرمودند قلب ها سه نوعند: 1- قلبی كه مشغول و وابسته به دنیا است.2- قلبی
كه مشغول به تنعّمات اخروی است.3- قلبی كه وابسته به مولا است. اما آن قلبی
كه سرگرم و وابسته به دنیا است، همیشه دچار سختی و گرفتاری است. و آن
قلبی كه وابسته به تنعّمات اخروی است به درجات و مراتب بالایی میرسد. و
قلبی كه دلبسته به مولا (خدا) است، هم دنیا دارد، هم آخرت را دارد و هم
خدا را دارد. شرح حدیث: «اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ»؛ دلها بر سه گونه هستند. اوّل: «قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا»؛ دلهایی كه وابسته به دنیا هستند. این قلبها در گروی لذائذ دنیا و سرگرم مسائل دنیویاند. دوم: «وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی»؛ دلها و قلبهایی كه وابسته به آخرتند. یعنی دلبستگیاش به تنعّمات اخرویه است. سوم: «وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی»؛ سوم آن دلی است كه به مولایش وابسته است! یعنی دلبسته به خدا است. دلش در گروی خدا است. در ادامه، حضرت توضیح میدهند: «وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیا لَهُ الشِّدَّةُ وَ الْبَلاءُ»؛ امّا دلی كه به لذائذ دنیوی دلبسته شده و سرگرم آن است، این را بداند که همیشه در ناراحتی و گرفتاری است. یعنی حتی لذّت دنیایی را هم نمیبرد. مسائل دنیوی اینگونه است دیگر! به هرچه از دنیا برسد، باز میبیند كمبود دارد و لذا ناراحت است. پیوسته در سختی و گرفتاری است. «وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ
الْعُلَی»؛ آن قلبی که دلبسته به تنعّمات اخروی است، در نتیجه كار هم كه
میكند برای امور اخروی است و میخواهد به پاداش آخرت برسد و به آن هم
خواهد رسید. درجات عالیه بهشت را هم به او میدهند، لذّتش را هم میبرد. «وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیا وَ الْعُقْبَی وَ الْمَوْلَی». این یک قاعده کلّی است که دلبستگی به شئ همواره یادآوری آن را در پی دارد. آن دلی كه همیشه دلبسته به خدا است، در نتیجه سه چیز دارد: 1- دنیا دارد. دقّت کنید که مراد از دنیا در اینجا این نیست که به عنوان مثال پول زیادی دارد؛ بلکه به این معنا است که در دنیا هیچ ناراحتی ندارد. در ابتدا فرموده بود قلبی که وابسته به دنیا است، شدّت و بلا دارد. امّا این چنین شخصی نه شدّت دارد نه بلاء. نه نسبت به امور مادّیاش ناراحتی دارد، نه گره كور پیدا میكند كه غصهاش را بخورد. هیچكدام از اینها را پیدا نمیكند. خدا همه چیز را برایش فراهم میكند. چون او سرگرم به خدا است، به تعبیر خودمانی، خدا هم تمام كارهایش را ردیف میكند. 2- در آخرت هم تنعّمات اخرویاش را دارد. 3- بالاتر از همه این است که
قرب به خداوند هم پیدا میكند. مراد از مولا در اینجا قرب به خدا است.
دلبسته به خدا همیشه به یاد خدا است. ثمرهاش هم این است كه از نظر
دنیایی، شدّت و بلا به آن معنا ندارد. از نظر تنعّمات اخروی هم درجات بالا
دارد و از نظر الهی هم قرب به خداوند پیدا میكند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 12:56 توسط مسافر |
|
|
حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«به خدا سوگند، باور نمي كنم بنده اي زبانش را حفظ نكند تقوائي سودمند به دست آورد.»[8] پيامبر اكرم مي فرمايد: «بيشترين مردم به خاطر گناه و آفت زبان به جهنم مي روند.» كه در اينجا به بعضي از آنها اشاره مي كنيم.[9] 1. غيبت. 2. نميمه. 3. دروغ. 4. دو زباني. 5. بهتان و افتراء. 6. قذف. 7. افشاء اسرار مؤمن. 8. دشنام 9. لعن و نفرين. 10. طعن و شماتت. 11. سُخريه و استهزاء. 12. مدح. 13. اظهار غضب. 14. غنا. 15. كثرت مزاح و خنده. 16. مراء و جدال. 17. خصومت.18. سؤال عوام از امور مشكله. 19. تكلم بدون علم. 20. تكلم بي فايده. 21. منكر خدا شدن. 22. غير خدا را پرستش كردن. 23. دروغ بستن به خدا. 24. تكذيب آيات خدا. 25. كفران نعمت. 26. از خدا شكوه كردن. 27. اظهار نااميدي كردن از خداوند. 28. به خداوند دشنام دادن. 29. نسبت فرزند به خدا دادن. 30. نسبت بي عدالتي به خدا. 31. ادعاي خدائي كردن. 32. از خدا درخواست بيجا كردن. 33. دعاي خير براي ستمگران. 34. نفرين كردن. 35. چون و چرا كردن در كار خدا. 36. خدا را متهم كردن كه به قتل امام حسين راضي بوده. 37. با دشمنان خدا اظهار دوستي كردن. 38. منكر رسالت پيامبر شدن. 39. پيامبر را مجنون خواندن. 40. اسرار امامان معصوم را فاش كردن. 41. از سخن امام عيب گرفتن. 42. براي ظهور امام زمان وقت تعيين كردن. 43. ادعاي امامت كردن. 44. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. 45. احكام را با قياس سنجيدن. 46. به ناحق شهادت دادن. 47. تفسير به رأي كردن قرآن. 48. مؤمن را خوار كردن. 49. فاسق را عزيز شمردن. 50. مؤمن را ترساندن. 51. اظهار فقر و تنگدستي كردن. 52. راز خود را به ديگران گفتن. 53. به پدر و مادر اُف گفتن. 54. عيبجوئي كردن. 55. نسبت زنا به كسي دادن. 56. خلافكار را تشويق كردن. 57. مؤمنان را با القاب زشت خواندن. 59. به مال و منال ديگران غبطه خوردن. 60. وعدة دروغ دادن. 61. صفات نيك زنان را به نامحرمان گفتن. 62. با زن نامحرم شوخي كردن. 63. فال بد زدن. 64. عذرتراشي براي ظلم ظالمان. 65. سخن برادر مسلمان خود را قطع كردن. 66. پيشگويي و كهانت. 67. منّت كشيدن. 68. با خواندن قرآن كسب روزي كردن. 69. امر سلاطين را امر خدا دانستن. 70. در كيفيت خدا سخن گفتن.[10] معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر: 1. معراج السعاده، احمد نراقي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، ص 527. 2. گناهان زبان، محمدعلي صفري، تهران، چاپ فرهنگ، 1361.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 13:35 توسط مسافر |
|
خدای را، خدای راآیت الله محمد تقی اصفهانی (آقا نجفی) |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 0:7 توسط مسافر |
|
|
بازشدن چشم دل راه رسیدن به حقیقت توحید شیخ میفرمود:
نكته مهمی كه در حسن خلق، مورد توجه شیخ بود و دیگران را نیز بدان توصیه میفرمود، این بود كه انسان باید برای خدا خوش اخلاق باشد و با مردم خوش رفتاری كند. در این باره میفرمود:
یكی از دوستان شیخ میگوید: روزی به او گفتم: آمیرزا! چیزی به من بدهید كه به درد من بخورد! گوش مرا پیچاند و فرمود:خدمت به خلق، خدمت به مردم!
به ادامه مطلب مراجعه شود
توصیه به سفره اطعام
آقای دكتر ثباتی میگوید: یكی از دستورات مؤكد ایشان احسان به خلق بود. برای احسان به خلق ارزش زیادی قایل بود، و احسان را یكی از طرق بسیار نزدیك و مؤثر در سیر الی الله میدانست. به طوری كه اگر كسی از راه سیر و سلوك عاجز بود به او توصیه میكرد:
شیخ به شاگردان خود مكرر تأكید میكرد كه:همه كارها باید برای خدا باشد، حتی خوردن و خوابیدن.
برای خدا بیا! یكی از علمای معاصر كه خود استاد اخلاق و عرفان است، فرمودند كه:از جناب شیخ رجبعلی درباره خودم سؤال كردم كه چگونهام؟
جناب شیخ تأكید میكرد كه:
جناب شیخ معتقد بود تا انسان به غیر خدا توجه دارد و غیر او را می خواهد در واقع مشرک و دل او آلوده به زنگار شرک است و در این رابطه به آیه کریمه ( انما المشرکون نجس: همانا مشرکان پلیدند. سوره توبه آیه 28 )
جناب شیخ میفرمود:
شیخ این اعتقاد كه: جز خداوند چیزی نخواهد، را از دو فرشته آموخته بود. یكی از ارادتمندان شیخ از او نقل میكند: مكتب خداخواهی و میفرمود:
جناب شیخ درباره ادب حضور میفرماید:شیطان همیشه میآید سراغ انسان، یادت باشد كه توجه خود را از خدا قطع نكن، در نماز مؤدب باش در نماز باید همانند هنگامی كه در برابر شخصیت بزرگی خبردار ایستادهای باشی، به گونهای كه اگر سوزن هم به تو بزنند تكان نخوری! منبع :کتاب کیمیای محبت
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 0:4 توسط مسافر |
|
|
شیـطان،ابلیس
::دعوت کننده به بدی ها، دشمن قصم خورده انسان، عامل بدبختی بسیاری از انسانها، رانده شده از درگاه خداوند:: ............................................................ به نام خدا شیطان دشمن قسم خورده تمام انسانها و رانده شده از درگاه خداوند بزرگوار است. او به عزت و جلال خدا قسم خورده که انسان را گمراه کند و گفته: "بعزّتک لاغوینهم اجمعین الّا عبادک منهم المخلصین" یعنی: "به عزّتت قسم، من همه بنی آدم و بندگان تو را اغوا و گمراه می کنم مگر افراد باایمان و مخلصت را." این شیطان است که با لشکریان عظیم خود و راه های نفوذی که دارد، ابتدا انسان را به سوی گناهان کوچک، بعد به سوی گناهان بزرگتر و کبیره و بعد به سوی هلاکت و بدبختی می کشاند، و این موجود ملعون نه دیده می شود و نه ردی از خود باقی می گذارد و فقط از راه هوس ها و نماینده اش در بدن یعنی نفس امّاره انسان را اغوا و گمراه می کند و بعد بر او مسلط می شود. آیا هنگامی که در موقعیت گناه قرار می گیرید میل به لذت طلبی و همین نفس امّاره شما را به سوی آن نمی کشاند و شیطان با وعده های دروغین و زیبا نشان دادن آن گناه شما را دعوت به انجام آن کار نمی کند، آری همین است راه نفوذ شیطان به انسان، هوس ها و نفس امّاره، و جز این دو راه، راه نفوذ دیگری ندارد و از همین دو راه است که انسانهای بسیاری را به بدبختی کشانده و در روز قیامت همین کسانی که با اختیار همراه او شدند، همراه او به سوی آتش می روند و گناهان و کارهای زشتشان در آنروز به صورت عذاب های دردناک و وحشتناک در خواهد آمد و آنها می بینند هر آنچه کردند. اما واقاً این شیطان کیست؟ و چگونه موجودیست؟ آیا خداوند او را آفرید تا انسان را گمراه کند یا او خود این تصمیم را گرفت؟ چرا او این همه بر انسان تسلط دارد و چرا بسیاری از انسانها به جای رفتن به مسیر حق و سعادت به سوی این موجود ملعون و دشمنشان می روند و حتی بعضی او را عبادت و پرستش می کنند؟ اینها و بسیاری سوال های دیگر ممکن است برای بسیاری از انسانها و حتی شما به وجود آمده باشد ولی پاسخ آنها را ندانید و یا به دلیل بی اهمیت بودن در نظرتان به دنبال پاسخ این سوال ها نرفته باشید، اما باید به شما بگویم هیچ چیز بااهمیت تر از این مسائل نیست و من تازه به این نتیجه رسیده ام و از شما می خواهم کمی بیشتر نسبت به آنها اهمیت دهید. من ابتدا باطرح چندین سوال اساسی و پاسخ دادن به آنها در مورد این موجود شما را با آن بیشتر آشنا می کنم و بعد در مورد او و چگونگی راه های نفوذ او و مسائل دیگر صحبت خواهم کرد. امیدوارم شیطان شما را دعوت به زدن دکمه ضربدر که در بالا، قسمت راست مرورگرتان وجود دارد نکند و شما از او پیروی نکنید و آن را نفشارید، پس بیایید با این موجود که نه دیده می شود و مانند خون در رگ های انسان جای دارد و برای هریک از ما چندین مأمور برای گمراه کردنمان قرار داده بیشتر آشنا شویم. بخش اوّل ::پرسش ها و پاسخ هایی در مورد شیطان یا ابلیس:: س1: شیطان از چه چیز خلق شده و آیا شیطان از جنس فرشته نیز بوده است؟ ج: در آیه 15 سوره الرحمن می فرماید: "و خلق الجانّ من مارج من نار" یعنی جن را از آتش بدون دود آفریدیم. و در آیه 27 سوره حجر می فرماید: "و الجان خلقناه من قبل من نار السوم" یعنی جن را از باد آتشین آفریدیم. و در آیه 50 سوره کهف نیز فرموه: "ابلیس کان من الجن" یعنی ابلیس از جن است؛ پس با توجه به این آیات و آیات مشابه معلوم می شود که خلقت شیطان یا ابلیس نیز از آتش بوده است. و با توجه به آیه 50 سوره کهف خداوند با صراحت فرموده که شیطان از جنس جن بوده نه فرشته اما چون مدتی در میان فرشتگان بوده و همانند آنان مشغول عبادت بوده بعضی خیال کرده اند که از جنس فرشتگان بوده است. س2: خداوند با وجود اینکه می دانست شیطان سرچشمه همه فسادها، تباهی ها، گمراهی ها و وسوسه هاست و موجودی است بسیار مکار و فریبکار و دشمن قسم خورده انسان، چرا او را خلق کرد؟ ج: ارزش و اعتبار هر چیزی و هر شخصی در سختی ها و دشواری ها و ناملایمات مشخص می شود مثلا طلا تا در کوره ذوب قرار نگیرد معلوم نمی شود طلاست یا نه و ناخالصی هایش در هنگام قرار گرفتن در کوره جدا می شود. انسان نیز چنین است تا در مقابل یک دشمن خطرناک قرار نگیرد معلوم نمی شود که خوب است یا بد؛ لذا خداوند شیطان را آفرید و در مقابل انسان قرار داد تا انسان خوب از انسان بد شناخته شود. چنانکه اگر قابیل نبود، هابیل شناخته نمی شد و اگر نمرود نبود، ابراهیم شناخته نمی شد.و اگر فرعون نبود موسی شناخته نمی شد و اگر هریک از دشمنان بزرگ نبودند شخصیت های بزرگ تاریخ شناخته نمی شدند. شیطان دو گروه اعوان و انصار دارد: یک گروه از شیاطین و یک گروه از انسانهای بد که دشمنان اسلام از این قبیل می باشند. و فکر می کنم که شما با بسیاری از این انسانهای بد آشنا شده اید. س3: معنای اصطلاحی شیطان چیست؟ ج: شیطان به معنی هر موجود شرو، سرکش، طغیانگر، متمرد، نابکار، بدذات و بدکردار است که مصداق بارزش همان ابلیس است که در مقابل فرمان خداوند سرپیچی کرد و پس از آن نیز قسم یاد کرد که تمام بندگان خدا را تا روز معیّن از راه به در کند و تمام معانی لغوی شیطان در مورد او صادق است؛ چون هم اعمال مردم را می سوزاند و آنها را به هلاکت می اندازد و هم همه آنان را از خدا و راه حق و حقیقت دور می کند. س4: چگونه ابلیس (شیطان) قبل از خلقت آدم وارد بهشت شده و در آنجا مشغول عبادت گردید؟ ج: طبق روایتی که علل الشرایع نقل کرده چون جان و جنیان قبل از حضرت آدم آفریده شده و سالیان متمادی زندگی کرده اند در آن سالها وظایفی به آنها محول بوده که انجام دهند، انجام ندادند و با دستورات الهی مخالفت کردند و مشغول گناه و معصیت و فساد و تباهی شده و همدیگر را کشتند و خونریزی کردند؛ ابلیس هم که حاکم اینها بوده قادر بر اصلاح امور ایشان و عدم مخالفتشان با دستورات الهی و عدم خونریزیشان نمی شود و در نتیجه ملائکه از دست اینها به خشم آمده و به خداوند گله و شکایت می کنند که خدایا! این مخلوق ضعیف تو در زمین تو راه میروند و از روزی و عافیت تو استفاده می کنند آن وقت این گونه مشغول سفاکی و گناه و فساد هستند؟! خداوند هم به ملائکه دستور می هد که با آنان بجنگند و ایشان را بکشند ولی ابلیس را اسیر بگیرند ظاهراً شیطان در بین همه آنها خوب بوده و مشغول عبادت خداوند و عمل به وظایف عبادیش بوده، در روایتی هم هست که خود شیطان گفته: من سالهای متمادی خدا را در زمین عبادت می کردم. ملائکه نیز چنین می کنند و ابلیس را پس از اسارت، به بهشت می برند و او را در آنجا مشغول عبادت پروردگار می شود؛ به طوری که فرشتگان فراموش می کنند او از جن بوده و خیال می کنند او از جنس ملائکه است. زیرا در روایات است که شیطان رو رکعت نماز خواند که 6000 سال طول کشید. اما هنگام خلقت خداوند و مخالفت شیطان از سجده با آدم که در واقع با دستور مستقیم پروردگار مخالفت کرد، ملائکه فهمیدند که او از جنس ملائکه نبوده بلکه از جن بوده است. س5: آیا سجده ملائکه برای آدم بوده یا برای خدا؟ ج: بدون شک، سجده به معنای پرستش مخصوص خداست و غیر از خدا هیچ معبودی در جهان نیست و معنای توحید خداوند در عبادت همین است. بنابراین، جای تردید نیست که فرشتگان برای آدم سجده و پرستش نکردند بلکه یا سجده برای خدا به خاطر آفرینش چنین موجودی بود و یا سجده برای آدم به معنای خضوع در مقابل آدم بوده نه پرستش و نظیر این بحث در سجده پدر و مادر و برادران یوسف(ع) در برابر او نیز ذکر شده است. س6: چطور شد شیطان تا روز قیامت بر بنی آدم مسلط شد؟ ج: بعد از آنکه خداوند به شیطان دستور داد به آدم سجده کند و نکرد عرضه داشت خدایا! مرا از این کار عفو کن هر مقدار که می خواهی تو را عبادت می کنم، طوری که هیچ ملک مقرّب و یا پیامبر مرسلی چنین عبادت نکرده باشد. خداوند فرمود: من احتیاجی به عبادت تو ندارم، من دوست دارم آن گونه که خودم می خواهم عبادت شوم نه آنگونه که تو می خواهی، (تو اگر می خواهی مرا عبادت کنی باید به آدم سجده کنی. شیطان هم سجده نکرد) خداوند فرمود: از بهشت خارج شو که تو رجیم و رانده شده از درگاه ما هستی، لعنت من بر تو باد تا روز قیامت. شیطان گفت: خدایا! پس عدالتت چی شد آیا عمل من باطل شد و این همه عبادت کردم بدون اجر و مزد است؟! خداوند فرمود: نه، ولیکن اجر و مزدت را هرچه می خواهی از امور دنیوی بخواه (که دیگر بهشت جای تو نیست.) شیطان گفت: خدایا! مرا تا روز قیامت زنده نگه دار. خداوند هم تا وقت معین قبول کرد. شیطان گفت: مرا بر بنی آدم مسلط کم. خداوند قبول کرد. شیطان گفت: مرا مانند جریان خون در رگهای بنی آدم جریان بده. خداوند قبول کرد. شیطان گفت: در مقابل هر بچه ای که از بنی آدم متولد می شود دو تا بچه برای من به دنیا بیاور و مرا چنان کن که من آنها را ببینم ولی آنها مرا نبینند و من درهر شکلی که خواستم بر آنها آشکار شوم. باز هم خداوند قبول کرد. شیطان گفت: خدایا! همه اینها که خواستم کم است باز هم به من بده. خداوند فرمود: برای تو و فرزندانت در سینه بنی آدم جایگاه قرار دادم، شیطان آنگاه گفت: پروردگارا! دیگر برای من کافی است. آن گاه شیطان گفت: سوگند به عزتت همه آنان را اغوا و وسوسه و گمراه می کنم مگر بندگان مخلصت را و از پیش رو و پشت سر و طرف راست و چپ ایشان وارد می شوم و همه را اغوا می کنم. خداوند هم فرمود: هرکار می خواهی بکن من نیز تو و همه آنانی را که به حرف تو گوش کرده را وارد جهنم خواهم کرد. س7: آیا شیطان زن و بچه هم دارد؟ ج: بله؛ چون در قرآن در آیه 50 سوره کهف می فرماید: "افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونی و هم لکم عدو" یعنی: " آیا شیطان و فرزندان او را اولیا و دوست و سرپرست خویش قرار می دهید و حال آنکه ایشان دشمن شما هستند؟" بنابراین، فرزند داشتن شیطان طبق صریح این آیه به دست می آید و از آن جا که فرزند بدون پدر و مادر، تنها آدم و حوا هستند معلوم می شود که زن هم داشته. س8: ازدواج شیطان چه موقع و با چه کسی بوده؟ ج: در روایتی که در تفسیر برهان در ذیل آیات سوره حجر که مربوط به حضرت آدم(ع) است آورده که: شیطان ابتدا با دختری از جن به نام روحا یا لهبا ازدواج کرد و این ازدواج مدتها قبل از حضرت آدم(ع) بوده و فرزندان زیادی هم از ایشان به وجود آمد که همه آنها در جنگ و خونریزی جنیان و نسناس ها از بین رفتند و شیطان تنها توسط ملائکه به بهشت برده شد. س9: اسم بچه های شیطان چیست؟ ج: در بعضی از کتابها اسم تعدادی از فرزندان شیطان را به شرح زیر نوشته اند: 1.تمریح 2.وهار 3.رها 4.قفندر 5.اعور 6.زوال 7.متکون 8.خناس 9.مشوط 10.مطرش 11.وشوط 12.هفاف 13.رکتبور 14.زلنبور 15.ثبر 16.ثبور 17.داسم 18.ابیض 19.خترب 20.لبینی 21.لاقیس 22.ولهان. س10: خوراک و غذای شیطان چیست؟ ج: هر غذایی که بدون نام خداوند و بدون بسم الله خورده شود شیطان هم در آن غذا شرکت می کند. س11: آیا شیطان به صورتها و شکل های مختلف در می آید و تمثّل پیدا می کند؟ ج: بله، چنانچه در طول تاریخ خیلی های او را دیده و با او صحبت کرده اند، مخصوصا انبیا و امامان معصوم(ع). بعضی او را به صورت پیرمرد و بعضی به صورت زن و بعضی به صورت سگ یا مار یا... دیده اند. مثلا: یکی از آنان حضرت علی(ع) است که با شیطان کشتی گرفت و روی سینه اش نشست و با پیامبر اکرم(ص) او را به صورت پیرمرد دیده اند. س12: آیا شیطان جنود و لشکریانی هم دارد و لشکر شیطان و دوستان و شریکان او چه کسانی هستند؟ ج: در آیه 94 و 95 سوره شعراء می فرماید: "فکبکبوا فیها هم و الغاوون و جنود ابلیس اجمعون" یعنی: "همه معبودان و عابدان گمراهشان و لشکریان شیطان به دوزخ افکنده خواهند شد." پس جنود ابلیس همان فرزندان و نوکران و پیروان و همنشینان و دوستان او هستند و همانطور که گفتیم شیطان دارای فرزندان زیادی است که آنان برخلاف ما انسانها خیلی هم عمر می کنند و شیطان به هریک از آنان، مأموریت خاصی را واگذار کرده و همچنین شیطان از افراد شیطان صفت که چه بسا از شیطان هم شیطان تر هستند برای گمراهی دیگران استفاده می کند. یکی دیگر از لشکریان شیطان زنان و دختران هستند که بزرگ ترین دام شیطان به شمار می آیند و شیطان از هوا و هوس خود انسانها و نفس اماره درون ایشان نیز استفاده می کند. شریکان شیطان هم کسانی هستند که کارهایشان را بدون نام خدا و بسم الله آغاز می کنند و شیطان در همه امور آنها شریک می شود. با خواندن این سوالها و پاسخها ما کمی با دشمنمان شیطان بیشتر آشنا شدیم و چیزهایی از ویژگی های او آموختیم. فعلا برای اکنون کافیست و برای اینکه خسته نشوید من ادامه مطالب و سوالات را در روزهای آینده برایتان قرار می دهم. با امید به خداوند یگانه ____________________________ منبع: کتاب داستانهای شگفت انگیز شیطان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 23:15 توسط مسافر |
|
امیدواری به خداونددر مشکلات و سختی ها باید به لطف و قدرت بی منتهای الهی توجه کرد و از آنها نهراسید. در این صورت، آدمی با توکل و روح امیدوار، بر همه مشکلات غلبه می کند. اما اگر تکیه گاه انسان غیرخدا باشد، به یقین سودی نمی برد. در این باره، آیت الله العظمی اراکی رحمه الله فرمود: من به سفر حج که مشرف شدم، بسیار مشتاق بودم که حجرالاسود را استلام کنم. یک روز با جمعی از دوستان همراه، برای طواف رفتیم که شاید به کمک و یاری آنان، جمعیت قدری راه دهند و ما بتوانیم برای یک بار حجر را استلام کنیم. همین که با آن همراهان و یاوران به نزدیک حجر رسیدیم و نزدیک بود استلام کنیم، ناگهان یک فشار انبوه جمعیت، چنان ما را از آنجا به کنار زد که هر کدام به گوشه ای پرتاب شدیم. این، نتیجه نبریدن از غیرخدا و اعتماد و اتکایی بود که به آن همراهان داشتیم. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «لایَرْجُوَنَّ اَحَدٌ مِنْکُمْ اِلاّ رَبَّهُ؛ هیچ کس از شما به غیر از پروردگار خود، به کسی امیدوار نباشد». باور همه اندیشمندان بر این است که امیدوار بودن، شرط اول در کسب موفقیت های بزرگ است. بدین ترتیب، با تقویت روح امیدواری، باید با هرگونه ناامیدی مبارزه کرد. بنده شایسته خدا، نیازمندی ها را با حضرت حق در میان می گذارد و راه چاره را از او می خواهد. خداوند نیز به مصلحت خویش، او را از مشکلات می رهاند؛ آن گونه که حضرت یونس علیه السلام را در قعر دریا بر اثر توجه به خدا، از شکم ماهی نجات داد. (انبیا: 88) پیام متن:خداوند، تکیه گاهی مطمئن برای غلبه بر مشکلات. واقع بینی و ترک آروزهای منفیکسانی که واقع بین نیستند و منفی بافی می کنند یا به دنبال آرزوهای دراز هستند، از شخصیت پسندیده ای بهره مند نیستند. قضاوت های نادرست، آنان را در جامعه بی ارزش می کند و در میان دوستان بی اعتبار می گرداند. آدمی باید با کمک عقل و بینش صحیح خود، واقعیت ها را درک کند و آرزوهای منفی را از دل خود ریشه کن نماید؛ زیرا که آروزهای دست نیافتنی یا منفی، عقل و اندیشه فرد را ضعیف می سازد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «وَ اَعْلَموُا أَنْ الاْءَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ؛ بدانید که آرزوهای خام و منفی، عقل را دچار غفلت می سازد». آرزوهای دور و دراز در امور دنیوی، نه تنها انسان را محتاج دیگران می سازد، بلکه به تدریج معنویت از زندگی او گرفته می شود وچه بسا به پایین ترین مرتبه انسانی تنزل می یابد. آرزوی حکومت ری، عمرسعد را به سوی کربلا کشاند و سرانجام، دستش به خون حسین علیه السلام آلوده شد، به حکومت ری نرسید و روز قیامت نیز با ندای «یا وَیْلَتی لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَلیلاً» (فرقان: 28) تأسف خواهد خورد که چرا با یزیدیان بیعت کرد. از علی علیه السلام ، در این باره روایت است: «مَنْ أَطالَ الاْءَمَلَ أَساءَ الْعَمَلَ؛ کسی که آرزوهایش طولانی و منفی است، به اعمال زشت و ناروا دچار می شود». پیام متن:آروزی دراز، سبب فراموشی آدمی از خدا و نیز زشتی اعمال است. اعتدال و میانه رویاعتدال و میانه روی، یعنی واقعیت ها را همان گونه که هستند بپذیریم و به دیگران بگوییم و نیز در بیان سخنان، در قضاوت ها، در اخبار و گزارش های خود اشتباه نکنیم و به حقیقت آنها بپردازیم. آنان که از این ارزش اخلاقی بی بهره اند، در رفتار و کردارشان، نظم وبرنامه ای ندارند. به سرعت به چیزی دل می بندند و ناگهان بی دلیل از همان چیز متنفر می شوند. همچنین، در بیان دیده های خود زیاده روی می کنند. بنابراین، کندرو یا تندرو بودن در کارها، می تواند بزرگ ترین ضربه روحی را از نظر فردی و اجتماعی بر ما وارد سازد. با میانه روی در هر کاری، زندگی مان به نظم خواهد شد و یقینا در رفتار و کردار خود بیشترین دقت را خواهیم کرد. امام علی علیه السلام هشدار می دهد: «لاتَری الْجاهِلَ اِلاّ مُفْرِطا أَوْ مُفَرِّطا؛ همیشه جاهل و نادان، یا افراط گراست، یا تفریط کننده». در جای دیگر نیز در تبیین بیشتر این مسئله می فرماید: ثَمَرةُ التَّفریطِ النَّدامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلامَةُ. ره آورد تفریط، پشیمانی و ثمره دوراندیشی، سلامت و رستگاری است. زیاده روی در هر کاری، خسته کننده است و انسان را به تدریج دل سرد و از آن کار باز می دارد؛ همان گونه که تفریط و سستی، ناپسند است و سود و دوامی ندارد. پیام متن:رعایت اعتدال و میانه روی در رفتار و کردار و نکوهش افراط و تفریط، در نهج البلاغه. خیرخواهی و احترام به دیگرانیکی از ارزش های والای اخلاقی این است که برای دیگران خیرخواه و مهربان باشیم. در حقیقت، اصلاح امور دیگران، از عبادت های پسندیده و ارزشمند به شمار می آید. حضرت علی علیه السلام می فرماید: صَلاحُ ذاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عامَّةِ الصَّلاةِ و الصِّیام. اصلاح بین مردم، از یک سال نماز و روزه مستحبی با ارزش تر است. یکی از راه های نفوذ در دل ها، احترام به اندیشه ها و نظرهای دیگران و پرهیز از هرگونه غرور و خودمحوری است. از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل است: «مَنْ استَبَدَّ بِرأْیِهِ هَلَکَ؛ هر کس که استبداد در رأی داشته باشد، هلاک می شود». بسیاری از درگیری ها بر اثر خودخواهی و خودمحوری به وجود می آید. خداوند در قرآن مجید می فرماید: «خدا هیچ یک از خودخواهان و فخرفروشان را دوست ندارد». (حدید: 23) مشورت کردن و احترام به آرای دیگران، در اسلام سفارش شده است. امام علی علیه السلام در توصیه به احترام به دیگران می فرماید: «هیچ پشتیبانی، بهتر و مطمئن تر از مشورت کردن نیست». آن گاه که به شما احترام گذاشتند، به بهتر از آن پاسخ بده! هرگاه دستی برای نیکی به سوی تو دراز شد، به بیش از آن پاداش بده! در عین حال، در این گونه موارد، اجر فراوان برای کسی است که در احترام و نیکی پیش دستی کرده است. پاسخ مناسب در برابر لطف، خدمت و احترام دیگران، در سیره رفتاری پیشوایان معصوم علیهم السلام رعایت می شد و اینان همواره نیکی مردم را به بهتر از آن جبران می کردند و این، همان سفارش قرآن مجید است که «وقتی کسی سلام کرد، به بهتر از آن و یا مساوی آن پاسخ گویید». (نساء: 86) پیام متن:اصلاح و گره گشایی بین مردم و پرهیز از هرگونه غرور و خودمحوری و احترام به آرا و افکار دیگران، از توصیه های اخلاقی امام علی علیه السلام . تواضع و فروتنیتواضع و فروتنی یکی از ارزش های پسندیده اخلاقی است که با آن می توان بر دل های دوست و دشمن راه یافت. آنانی را که با قهر و ناسازگاری با ما رفتار می کنند، با تواضع و خوشرویی، می شود به دوستی و مهربانی واداشت و رضایت و شادمانی را بر دل ها نشاند. امام علی علیه السلام می فرماید: «وَ بالتَّواضُع تَتِمُّ النِّعْمَةُ؛ با فروتنی و خوشرویی، نعمت ها کامل می شود». همچنین، فرموده است: «کسی که متواضع باشد، دوستانش فراوان خواهند بود». در کنار این سفارش، حضرت مردم را به خطر تکبر و خودبزرگ بینی هشدار می دهد: «خدا را خدا را؛ یعنی از خدا بترسید و از آینده زشت و شوم تکبر و خودبزرگ بینی بپرهیزید». یکی از روش هایی که پیامبران به کمک آن جامعه را اصلاح کردند، به کارگیری تواضع در امر رسالت شان بود. خدای مهربان کسانی را که در برابرش خودخواهی کردند، از اوج عظمت به خاک ذلت نشانید. به ابلیس دستور داد که به آدم سجده کند، ولی او به سبب خودخواهی، از این کار سر باز زد و در نتیجه از بهشت رانده شد و تا روز قیامت به او لعن می شود. نمرود علیه ابراهیم و دستور خدا قیام کرد و طومار حکومت او به اذن خداوند با یک پشه در هم پیچید. فرعون، با آن همه عظمت وقتی به مرض خودخواهی آلوده شد، با یارانش در میان آب غرق گردید. پیام متن:تواضع، راه نفوذ در دل ها و وسیله جذب دوستان و دشمنان. عفو و گذشتآیا انتظار نداریم که دیگران اشتباه های ما را نادیده بگیرند وما را ببخشند؟ یا به ما مهلت و فرصت برای بازسازی و جبران خطاهایمان بدهند؟ به طور مسلم، این خواسته همه ماست. بنابراین، نبایددر برابر اشتباه ها و لغزش های دیگران، انتقام جویی و مقابله به مثل کرد. در واقع، در زندگی اجتماعی، عفو و گذشت لازم است و با عمل به آن دل ها به هم نزدیک تر می شود و پاداش معنوی آن را نیز خداوند بزرگ عطا خواهد کرد. امام علی علیه السلام می فرماید: «فَاعْفوُا ألا تُحِبوُّنَ أَنْ یَغْفَرِ اللّهُ لَکُمْ؛ دیگران را عفو کنید، آیا دوست ندارید خدا شما را عفو کند». خدای مهربان در قرآن مجید برای تقویت این اخلاق انسانی در جامعه چنین می فرماید: بشتابید به سوی آمرزش خدا و بهشتی که عرض آن به اندازه آسمان ها و زمین است و آماده شده برای پرهیزکاران؛ همان هایی که ثروت خویش را درهنگام آسایش وناراحتی، در راه خدا انفاق می کنند و غضب خویش را فرو می نشانند و از [خطاهای] مردم صرف نظر می کنند. خدا نیکوکاران را دوست می دارد. آدمی برای اینکه زندگی اش را با آرامش روحی بگذراند، ناگزیر است از بسیاری ناراحتی های پیش آمده چشم بپوشد و از بازخواست دیگران صرف نظر کند. حضرت علی علیه السلام در توصیه ای می فرماید: أَغْضِ عَلَی الْقَذَیَ وَ اِلا لَمْ تَرْض اَبَدا. با خار و خاشاکی که درچشم است، چشم را فرو بند؛ وگرنه هیچ گاه در زندگی خوشحال نخواهی بود. پیام متن:1. عفو کردن دیگران، بخشش الهی را به دنبال دارد؛ 2. آرامش روحی و رضایت الهی، در پرتو بخشش و عفو دیگران. راستگویی و پرهیز از دروغهمه انسان ها دوست دارند که مردم به آنان سخنان راست بگویند و خود نیز از دروغ و دروغگویی بیزارند. اگر دوست داریم که دیگران به حقیقت و راستی با ما سخن بگویند، ما هم باید تلاش کنیم تا به کسی دروغ نگوییم و همواره از روی صدق و درستی رفتار کنیم و با راستگویان هم کلام شویم. امام علی علیه السلام در سفارشی به مالک اشتر می فرماید: «وَ اَلْصِقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ؛ با پاکان و راستگویان هم نشین باش و با آنها معاشرت ودوستی کن». در بخشی دیگر از نهج البلاغه، به زشتی و ضد ارزش بودن دروغ و دروغ پردازی اشاره کرده و فرموده است: «جانِبَا الْکِذْبَ فَاِّنَه مُجانِبٌ لِلایمان؛ از دروغ بپرهیزید، زیرا دروغ و دروغ گویی، با ایمان بیگانه است». خداوند به انسان سخن گفتن آموخت و به او قدرت بیان داد و پس از یادآوری خلقت انسان، نعمت بیان و آموختن آن را یادآور شده است. این نعمت تا زمانی با ارزش است که صاحب آن با درایت و دقت آن را به کار گیرد و نیز به سود جامعه و آخرت انسان باشد. در غیر این صورت، آثار ناخوشایند آن متوجه انسان ها می شود. با گزیدن مار و عقرب، انسانی از بین می رود، ولی چه بسا دروغ هایی که اجتماعی را از بیخ و بن نابود می سازد. با اشاره به این مضمون، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اَللِّسانُ سَبُعٌ إنْ خُلِّی عَنْهُ عَقَرَ؛ زبان درنده است. اگر او را رها کنی، می گزد». پیام متن:1. سفارش به هم نشینی با راستگویان و دوری از دروغگویان؛ 2. توجه به آثار زیان بار فردی و اجتماعی دروغ. ترک حسادتبنابر اخلاق اسلامی، باید خیرخواه دیگران بود. آنچه را برای خود می پسندیم، برای دیگران نیز بپسندیم و از به سر بردن دیگران در نعمت و آسایش، احساس حسادت نکنیم؛ زیرا حسادت، مانند آتشی سوزان آدمی را بیمار می کند و می سوزاند. حضرت علی علیه السلام در پرهیز از این صفت زشت و ناپسند می فرماید: وَلا تَحاسَدوا فَاِنَّ الْحَسَدَ یَأْکُلُ الاْیمانَ کَما تَاْکُلُ النّارُ الْحَطَبَ. بر یکدیگر حسد نورزید؛ زیرا حسد مانند آتشی که چوب را بسوزاند، ایمان شما را نابود می کند. در رهنمودی دیگر فرموده است: «صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ؛ تندرستی و سلامت بدن، از کمی حسادت ورزیدن است». بیماری های روحی و اخلاقی، بر جسم نیز اثر می گذارد و ناراحتی های گوناگونی به وجود می آورد. حسادت که مرضی اخلاقی است، انسان را نگران و ناآرام می کند و به دنبال آن، ضعف اعصاب و دیگر مشکلات جسمی و روحی به سراغ انسان می آید. این، همان نکته ای است که حضرت علی علیه السلام در بیانی زیبا، از نقطه مقابل آن یاد می کند و می فرماید: «صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ؛ سلامتی بدن، از کمی حسد است». پیام متن:آسیب های حسادت، نه تنها روحی است، بلکه بر سلامت بدن نیز تأثیر می گذارد. راز داری و حفظ آبروی دیگرانما باید در برابر لغزش ها و اشتباه های دیگران، رازدار باشیم و آبروی مردم را حفظ کنیم و از این راه، جامعه خود را از هرگونه آلودگی به دروغ و پخش شایعات مشکل ساز پاک کنیم. رازداری، اصلی ارزشمند در روابط دوستانه و برادرانه است. حضرت علی علیه السلام درباره رازداری می فرماید: فَاستُرُو العَوْرَةَ مااسْتَطَعْتَ یَسْتُرِ اللهُ مِنْکَ ما تُحِبُّ. به هر مقدار که می توانی، لغزش ها و زشتی ها را پرده پوشی کن که خداوند نیز، لغزش ها و زشتی های تو را افشا نمی کند. از آنجا که خود ما نیز دچار اشتباه و لغزش می شویم و زشتی و بدی در رفتار و کردار ما راه می یابد، شایسته نیست به عادت ناپسند غیبت و بازگو کردن زشتی های دیگران راضی شویم و سلامت وپاکی را از جامعه بگیریم. امیرمؤمنان علی علیه السلام در بیان این عیب می فرماید: اَکْبَرُ الْعَیْبِ أَنْ تَعیبَ ما فیکَ مِثْلُهُ. بزرگ ترین عیب آن است که به همان لغزش ها و زشتی هایی که در تو وجود دارد، دیگران را سرزنش کنی. از سوی دیگر، خود انسان در پنهان نگه داشتن رازهای خویش نقش اساسی دارد. البته در بعضی از مسائل زندگی، از جمله در زمینه ایمان، کارهای خیر را می توان آشکار ساخت تا دیگران نیز به رعایت آنها تشویق شوند. با این حال، برخی دیگر از ناگفته های زندگی باید در نهانخانه دل و ذهن باقی بماند تا حرمت و احترام آدمی نیز درامان باشد. از حضرت علی علیه السلام در مورد لزوم افشا نکردن اسرار نقل است: مَنْ کَتَمَ سِرَّهُ کانَتِ الْخِیرَةُ بِیَدِهِ. کسی که راز خویش را پنهان داشت، سرنوشت خود را در دست دارد. پیام متن:1. راز داری، در صورت آگاهی از لغزش ها و اشتباه های دیگران؛ 2. حفظ اسرار شخصی، با دوراندیشی خود فرد؛ 3. پرهیز از بزرگ نمایی عیب های دیگران، در حالی که خود فرد نیز کم و بیش همان عیب را دارد. صبر و بردباریعامل اصلی موفقیت و رستگاری، بردباری است. انسان باید در برابر ناملایمات شکیبا و صبور باشد و سختی محرومیت ها را تحمل کند و در نتیجه، مشکلات اقتصادی و اجتماعی را با تحمل و بردباری، به خوشی ها و موفقیت تبدیل سازد. در حقیقت، هرگونه شتابزدگی و بی صبری ما را به سقوط می کشاند. حضرت علی علیه السلام در اهمیت صبر می فرماید: وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَأِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمانِ کالرَّاْسِ مِنَ الْجَسَدِ. بر شما باد که بردباری را در هر کاری پیشه کنید که صبر نسبت به ایمان، مانند سر است نسبت به تن آدمی. بی گمان، هر کسی در زندگی خود به مشکلات و ناراحتی هایی گرفتار می شود. اگر انسان در این مواقع بی تابی کند، تمرکز فکر و عمل خود را از دست می دهد و خود را به راحتی می بازد و مشکلات بزرگ تر گریبان او را می گیرد. هنگامی که حضرت یوسف علیه السلام در چاه بود، خداوند او را به خاطر صبرش نجات داد و به خانه عزیز مصر فرستاد، ولی آن گاه که از زندانی شدن که مقدمه ریاستش بود، اظهار ناراحتی کرد، خداوند وسایل آزادی اش را به تأخیر انداخت. حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده است: مَنْ عَظَّمَ صِغارَ الْمَصائِبِ اِبْتَلاهُ اللّهُ بِکِبارِها. کسی که حوادث کوچک را بزرگ بشمارد، به مصیبت های بزرگ تر گرفتار می شود. بردباری در برابر ناملایمات و تحمل مشکلات، نه تنها ثواب اخروی دارد، بلکه انسان را از نگرانی و ناراحتی دور می سازد. خداوند بندگان خویش را برای بخشیدن توفیق و امتیاز صبر می آزماید تا خود آنان نیز مقام خویش را درک کنند. در قرآن مجید آمده است: «ما شما را آزمایش می کنیم تا تلاش گران و بردباران شناخته شوند». (محمد: 31) در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السلام می خوانیم: الصَّبْرُ صَبْرانِ صَبْرٌ عَلی ما تَکْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمّا تُحِبُّ. صبر دو نوع است: یک نوع در برابر ناملایمات و نوع دیگر صبر در برابر آنچه به آن تمایل داری. دوام آوردن در برابر مریضی و فقر و بیچارگی، صبر است و پاداش دارد. صبر و تحمل در برابر شهرت، ثروت، ناموس مردم و خارج نشدن از مرز شرع، عفت است که سختی های این نوع صبر، بیشتراز نوع اول است و لغزش هایش نیز فراوان تر. پروردگار مهربان در قرآن می فرماید: برای مردم، خوش گذارنی ها، زن، فرزند، پول های نقره وطلای فراوان، حیوانات زیبا و... جلوه داده می شود، اما اینها بازیچه دنیاست. (آل عمران: 14) پیام متن:1. صبر، کلید گشایش سختی هاست؛ 2. صبر، وسیله آزمایش بندگان برای شناسایی تلاش گران و بردباران ایشان؛ 3. صبر، بر دو نوع است: صبر در برابر ناملایمات و صبر در برابر میل ها. حیا و خویشتن داریحیا و خویشتن داری، از ارزشمندترین خصلت های انسانی و نیروی کنترل کننده اعمال آدمی است که او را از ارتکاب زشتی ها بازمی دارد. افراد بی حیا معمولاً ناسپاس و بی آبرو هستند و بی پروا دست به هرگونه کار زشت و ناپسندی می زنند و البته در میان جوامع انسانی، ارزش و احترامی ندارند. در مقابل، لباس حیا و عفت، پوشش خوبی در برابر زشتی هاست. حضرت علی علیه السلام در حدیثی فرموده است: مَنْ کَساهُ الْحَیاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَالنّاسُ عَیْبَهُ. کسی که لباس حیا و عفت، او را بپوشاند، مردم عیب او را نخواهند دید. ناگفته پیداست که حیا در مورد گناه و امور ناشایست لازم است و در بیان حق و آموزش مسائل دینی، حیا جایی ندارد و بی پرده و بدون ابهام باید سخن گفت و پرسید و آموخت. پیام متن:حیا، بازدارنده انسان از زشتی هاست. خوش رویی و ترک شوخی زیادیکی از ارزش های اخلاقی، خوشرویی وحسن خلق است که همواره باید در رفتار اجتماعی آن را مراعات کنیم و در روابط خود با اعضای خانواده، با دوستان و با استاد و مربی، باید گشاده رو و خوش اخلاق باشیم. هیچ گاه در برخورد با آنان بدخلقی و بی احترامی نکنیم و بدانیم که یکی از راه های نفوذ در دل دیگران، خوش اخلاقی است. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «وَ أَکْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلْقِ؛ برترین خویشاوندی و حسب و نسب، خوشرویی و حسن خلق است». بنابر مفهوم این روایت، انسان های خوش اخلاق را همه دوست دارند و گویی همه، از خویشاوندان و آشنایان او به حساب می آیند. البته باید بدانیم که خوش اخلاقی، با شوخی زیاد و سخنان بیهوده تفاوت دارد. سخنان بی جا، بسیاری از دوستی ها را به قهر و جدایی می کشاند و روابط گرم و صمیمی خانواده را از بین می برد. دل های فراوانی را می شکند و خاطر انسان های زیادی را می آزارد. امام علی علیه السلام در توصیه ای برای ترک این رویه می فرماید: ایّاکَ اَنْ تَذکُرَ مِنَ الکلام مایکون مُضحِکا. از شوخی کردن و گفتن سخنان بی محتوا و بیهوده برحذر باش. پس در عین خوش اخلاقی، باید از شوخی های بیهوده دوری کرد. اخلاق خوش، از نظر اسلام پسندیده است، ولی شوخی ناپسند، نفی شده است و بنابر سفارش اسلام باید از مسخره کردن دیگران بپرهیزیم. پیام متن:1. خوش اخلاقی مورد پسند و تأکید اسلام، ولی شوخی زیاد و سخنان بیهوده نکوهش شده است؛ 2. پرهیز از استهزا و تمسخر دیگران برای خندیدن. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 17:57 توسط مسافر |
|
|
در آیه ی 65 حج نکته ای نهفته است که به بررسی آن می پردازیم
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَیمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ(الحج/65) آیا ندیده ای که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید و کشتیها در دریا به فرمان او روانند و آسمان را نگاه میدارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتدمگر به اذن خودش [باشد] در حقیقت خداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است توضیح در این آیه همانطور که آشکارا آورده شده احتمال برخورد (فرو افتادن )اجرام یا کرات آسمانی در آینده با زمین وجود دارد اما ظاهراً زمان آن مشخص نیست ممکن است در آینده زمانی بیاید که احتمال افتادن وبرخورد آن(ها) بازمین زیاد شود ولی به لحاظ اینکه طبق آیه مذکور خداوند نسبت به مردم مهربان ودلسوز است این اتفاق بر آنها نمی افتد (دقت کنید نگفته نسبت به فقط شما مومنین بلکه گفته همه ی مردم کره ی زمین http://www.eteghadat.com/forum/forum-f51/topic-t7648.html |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 13:8 توسط مسافر |
|
|
اهميت و آداب دعا كردن
در اهميت دعا آورده شده است که دعا سلاح مومن است و نيز تنها دعاست که قضاي مبرم را عوض مي کند! به همين دليل و به دليل اين ايام که دعا کردن در آن بسيار سفارش شده است لازم دانستم يه پست درباره ي آداب دعا کردن بنويسم. موارد زير خلاصه اي است از باب دعا در کتاب اصول کافي ثقة الاسلام کليني.. و اما در آداب دعا داريم: - آغاز دعا با حمد و ستايش خداوند عزوجل - با حالت گريه و زاري دعا کنيد - يقين و اميد کامل به برآورده شدن حاجت - نام بردن حاجات - در خلوت دعا کردن - با همديگر دعا کردن - براي همه دعا کردن - در اوقات مناسب دعا کردن:
- اصرار بر دعا داشتن
ديدگاه اسلام درباره کسي که استجابت دعايش به تاخير مي افتد
بهترين وقتي كه دعا در آن قبول ميشود
خداوند فرموده است بعد از نماز خواندن ، دعا و تقاضا از من بنماييد كه من به آن افتخار ميكنم و آنرا مستجاب ، اگر اين دنيا به نفعتان بود اين دنيا و در غير اينصورت چندين برابر آنرا در آن دنيا استجابت ميكنم. پس نتيجه ميگيريم هميشه هر آرزويي داريم بعد از نماز از خدا بخواهيم حتما پذيرفته خواهد شد.
چگونه دعا کنیم که دعایمان زودتر مستجاب شود؟ آنچه باید برای ما مهم باشد ، اصل استجابت دعا ها است و دیر یا زود آن مهم نیست ، زیرا گاهی مصلحت اقتضا می کند که دعا دیتر اجابت شود ؛ زیرا خداوند از خیر و صلاح ما آگاه تر است . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 23:14 توسط مسافر |
|
|
راه خوشبختی از دیدگاه قرآن
راه خوشیختی از دیدگاه قرآن در كتاب آسمانی قرآن 12 آیه بسیـار معجزه آسا وجود دارد كه شاید كمتـر كسی تا به حـال بـه آن تـوجه نـموده باشد. سخنانی به نهایت جالب و هدایت گر كه هر فردی را بـطور یقین در زندگی موفق نموده و به بالاترین درجات سوق می دهد و شما میبینید كه اسـرار كامیابی در تمامی مراحل و جنبه های زندگی در این 12 آیه ارزشمند نهفته است. بـرای رسـیـدن بـه مـوفـقـیت كـافی است این آیات را با قلبی روشن به ذهن سپرده و با تفكر آنها را سرلوحه همه اعمال و رفتار خود نمایید. به خداوند فرصت دهید، خواهید دید كه زندگی شما دچار تحول شگرفی خواهد شد. و اكنون آیات... آیات 19 تا 30 سوره مباركه الرعد:
آیا مسلمانی كه به یقین میداند كـه این قرآن به حق از جانب خدا بـر تو نازل شده است [ و از آن كـسب عـلـم و حـكـمت و سعادت می كـند ] مقامش نزد حق با كافر نا بینای جاهل یكسان است؟ و تنها عاقلان متذكر این حقیقتند تنـها عاقلانند كه هم به عهد خدا وفا میكنند و هم پیمان حق را نمی شكنند و هم آنچه را خدا به پیوند آن امر كرده [مانند صله رحم و دوستی پدر و مـادر و مـحـبـت اهـل ایـمـان و حـفـظ عـهـد و پـیـمـان بـا خـدا و خـلق و راسـتـگویـی و غـیـبت نكردن و مسخره نكردن و چـشم نداشتن به مال و ناموس دیگران] اطلاعت میكنند و از خدا می تـرسـند و از سختی هنگام حساب می اندیشند و هم در طلب رضای خدا راه صبر پیش میگیرند و نماز بپا میدارند و از آنچه نصیبشان كردیم به فـقـرا پـنهان و آشكارا انفاق می كنند و در عوض بدیهای مردم نیكی میكنند اینان هستندكه عاقبت منزلگاه نیكو یافتند كه آن منزل بهشتهای عدن است كه در آن بهشت خود و همه پـدران و زنـان و فـرزنـدان شـایـسـته خویش داخل میشوند درحالی كه فرشتگان بر [تهیت] آنها از هـر در وارد میگردند و [مـیگویند] سلام بر شما كه [در طاعت و عبادت خدا و رنج و آلام عالم] صبر پیشه كردید تا عاقبت منزلگاه نیكو یافتید و آنانكه پس از پیمان بستن [ با خدا و رسول] عـهد خـدا شـكسـتـنـد و هم آنچه خدا به پیوند آن امر كرده [مانند صله رحم و دوستی علی (ع) و مؤمنان و اولیاء خدا ] پاك بریدند و در روی زمین فساد و فـتـنه بـرانـگیـختـنـد ایـنان را لعن خدا و منزلگاه عذاب دوزخ نصیب است خدا هر كه را خواهد فراخ روزی و هر كه را خـواهـد تنگ روزی گردانـد و[ این مردم كافر] به زندگی و متاع دنیا دلشادند در صورتیكه دنیا در قبال آخرت متاع ناقابلی بیش نیست كافران میگویند چرا آیات و حجت قاطعی از خدا بر [ اثبات نـبوت] او نازل نشد [ ای رسول ما ] تو به آنها بگو كه [ حـجت قـاطـعـی مـانـند قرآن و معجزات دیگر آمد اكنون ] خـدا هر كه را خواهد گـمـراه و هـر كـه را بـه درگـاه او تـضرع و انابه كند هدایت میكند. [ چه اشخاصی بدرگاه خدا تضرع و انابه میـكـنـند؟ ] آنها كـه بـه خدا ایمان آورده دلهاشان بیاد خدا آرام می گـیـرد [مـردم] آگـاه باشید كه تنها یاد خدا آرام بخش دلها است آنها كه به خدا ایمان آورده به كارهای نیكو پرداختند خوشا بر احوال آنها و مقام نیكوی آنها [ ای محمد (ص) ] ما تو را به رسالت میان خلقی فرستادیم كه پیش از این هم پیغمبران و امتهای دیگر بجایشان بوده و درگذشتند[امر تازه ای نیست كه ترا به رسالت فرستادیم ] تا بر امـت آنـچه [ از معارف الهـی] از ما به وحی بر تو رسد تلاوت كنی و به مـردمـی كـه بـه خدای مهربان كافر میشوند بگو او خدای من است و جز آن خدایی نیست و من بر او توكل كرده ام و روی امیدم بسوی اوست. راست گفت خداوند بلند مرتبه بزرگوار این آیات را 10 باره و 100 باره بخوانید، به آنها عمل كنید، به تك تك كـلمـات بیندیشید و در زندگی موفق شوید! معجزه این آیات این است كه با هر با خواندن آنها چیز جدیدی از رموز موفقیت در ذهن شما منقوش خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 18:21 توسط مسافر |
|
|
ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم! (16)
(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه دو فرشته راست و چپ كه ملازم انسانند اعمال او را دريافت مىدارند; (17) انسان هيچ سخنى را بر زبان نمىآورد مگر اينكه همان دم، فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام ماموريت (و ضبط آن) است! (18) و سرانجام، سكرات (و بيخودى در آستانه) مرگ بحق فرامىرسد (و به انسان گفته مىشود:) اين همان چيزى است كه تو از آن مىگريختى! (19) و در «صور» دميده مىشود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناك است! (20) هر انسانى وارد محشر مىگردد در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى است! (21) (به او خطاب مىشود:) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملا تيزبين است! (22) فرشته همنشين او مىگويد: «اين نامه اعمال اوست كه نزد من حاضر و آماده است!» (23) (خداوند فرمان مىدهد:) هر كافر متكبر لجوج را در جهنم افكنيد! (24) آن كسى كه به شدت مانع خير و متجاوز و در شك و ترديد است (حتى ديگران را به ترديد مى افكند); (25) همان كسى كه معبود ديگرى با خدا قرار داده، (آرى) او را در عذاب شديد بيفكنيد! (26) و همنشينش (از شياطين) مىگويد: «پروردگارا! من او را به طغيان وانداشتم، لكن او خود در گمراهى دور و درازى بود!» (27) (خداوند) مىگويد: «نزد من جدال و مخاصمه نكنيد; من پيشتر به شما هشدار دادهام (و اتمام حجت كردهام)! (28) سخن من تغيير ناپذير است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم كرد!» (29) (به خاطر بياوريد) روزى را كه به جهنم مىگوييم: «آيا پر شدهاى؟» و او مىگويد: «آيا افزون بر اين هم هست؟!» (30) (در آن روز) بهشت را به پرهيزگاران نزديك مىكنند، و فاصلهاى از آنان ندارد! (31) اين چيزى است كه به شما وعده داده مىشود، و براى كسانى است كه بسوى خدا بازمىگردند و پيمانها و احكام او را حفظ مىكنند، (32) آن كس كه از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبى پرانابه در محضر او حاضر شود! (33) (به آنان گفته مىشود:) بسلامت وارد بهشت شويد، امروز روز جاودانگى است! (34) هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست، و نزد ما نعمتهاى بيشترى است (كه به فكر هيچ كس نمىرسد)! (35) چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم، اقوامى كه از آنان قويتر بودند و شهرها (و كشورها) را گشودند; آيا راه فرارى (از عذاب الهى) وجود دارد! (36) در اين تذكرى است براى آن كس كه عقل دارد، يا گوش دل فرادهد در حالى كه حاضر باشد! (37) ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز ( شش دوران) آفريديم، و هيچ گونه رنج و سختى به ما نرسيد! (با اين حال چگونه زندهكردن مردگان براى ما مشكل است؟!) (38) در برابر آنچه آنها مىگويند شكيبا باش، و پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور، (39) و در بخشى از شب او را تسبيح كن، و بعد از سجدهها! (40) و گوش فرا ده و منتظر روزى باش كه منادى از مكانى نزديك ندا مىدهد، (41) روزى كه همگان صيحه رستاخيز را بحق مىشنوند; آن روز، روز خروج (از قبرها) است! (42) ماييم كه زنده مىكنيم و مىميرانيم، و بازگشت تنها بسوى ماست! (43) روزى كه زمين به سرعت از روى آنها شكافته مىشود و (از قبرها) خارج مىگردند; و اين جمع كردن براى ما آسان است! (44) ما به آنچه آنها مىگويند آگاهتريم، و تو مامور به اجبار آنها (به ايمان) نيستى; پس بوسيله قرآن، كسانى را كه از عذاب من مىترسند متذكر ساز (وظيفه تو همين است)! (45) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 18:38 توسط مسافر |
|
|
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد! (6)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند; و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند; و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد; و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند! (11) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد; و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبهپذير و مهربان است! (12) اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد; (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است! (13) عربهاى باديهنشين گفتند: «ايمان آوردهايم» بگو: «شما ايمان نياوردهايد، ولى بگوييد اسلام آوردهايم، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از پاداش كارهاى شما را فروگذار نمىكند، خداوند، آمرزنده مهربان است.» (14) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 18:35 توسط مسافر |
|
|
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:53 توسط مسافر |
|
||||||||||||
|
شخصی از امیرالمومنین علی(ع) سوال کرد که خداوند در قرآن می فرماید:"ادعونی استجب لکم".(مرا بخوانید،دعا کنید،تا دعایتان را مستجاب کنم). اما دعای ما مستجاب نمی شود؟!!
حضرت فرمود علتش در هشت مورد است: 1)این که خدا را شناختید، ولی حقش را بجا نیاوردید، ازاین رو آن شناخت به درد شما نخورد. 2)به پیغمبر خدا ایمان آوردید ولی با دستورات او مخالفت کردید و شریعت او را از بین بردید! پس نتیجه ایمان شما چه شد؟ 3)قرآن را خواندید ولی به آن عمل نکردید و گفتید: قرآن را به گوش و دل میپذیریم ، اما به مخالفت با آن برخاستید. 4)گفتید ما از آتش جهنم میترسیم در عین حال با گناهان و معاصی به سوی جهنم می روید. 5)گفتید به بهشت علاقه مندیم اما در تمام حالات کارهایی انجام می دهید که شمارا از بهشت دور می سازد. پس علاقه و شوق شما به بهشت کجاست؟ 6)نعمت خدارا خوردید ولی سپاسگذلری نکردید. 7)خداوند شمارا به دشمنی با شیطان دستور داد و فرمود: "شیطان دشمن شماست، پس شما او را دشمن بدارید". به زبان با او دشمنی کردید ولی در عمل به دوستی او برخاستید. 8)عیبهای مردم را در برابر دیدگانتان قرار دادید و از عیوب خود بی خبر ماندید(نادیده گرفتید) و درنتیجه کسی را سرزنش می کنید که خود به سرزنش سزاوارتر از او هستید. با این وضع چه دعایی از شما مستجاب می شود؟ در صورتی که شما درهای دعا و راه های آن را بسته اید. پس از خدا بترسید و عملهایتان را اصلاح کنید و امر به معروف و نهی از منکر نمایید تا خداوند دعاهایتان را مستجاب کند. همچنین ایشان در نامه 31 نهج البلاغه خطاب به حضرت مجتبی (ع) در خصوص تاخیر در اجابت دعا می فرماید: گاه در اجابت دعا تاخیر می شود تا پاداش درخوَاست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت 22:44 توسط مسافر |
|
|
لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ نيكي (تنها) اين نيست (كه به هنگام نماز) صورت خود را به سوي مشرق و مغرب كنيد (و تمام گفتگوي شما از مساءله قبله و تغيير قبله باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكي (و نيكوكار) كساني هستند كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب آسماني و پيامبران ايمان آوردهاند، و مال (خود) را با علاقهاي كه به آن دارند به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق ميكنند، نماز را بر پا ميدارند، و زكات را ميپردازند و به عهد خود به هنگامي كه عهد بستند وفا ميكنند، در برابر محروميتها و بيماريها، و در ميدان جنگ استقامت به خرج ميدهند، اينها كساني هستند كه راست ميگويند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است و اينها هستند پرهيزگاران. سوره بقره آیه 177
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 13:27 توسط مسافر |
|
|
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم …
گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد بهت نزدیک شم … گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی … گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: دیگه روی توبه ندارم ... گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! … توبه میکنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::. ------------ --------- --------- -- ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتی: الیس الله بکاف عبده .:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) :: |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 10:51 توسط مسافر |
|
|
دعای روز اول
خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران . دعای روز دوم خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم وغضبت دور ساز وبرای قرائت قرآنت موفق گردان به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم . دعای روز سوم خدایا در این روز مرا هوش و بیداری در کار اطاعتت نصیب فرما واز سفاهت وجهالت وکارهای باطل دور گردان واز هر چیزی واز هر چیزی که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش به حق جود وکرمت ای بخشنده ترین بخشندگان . دعای روز چهارم خدایا مرا در این روز بر اقامه و انجام فرمانت قوت بخش وحلاوت وشیرینی ذکرت را بمن بچشان وبرای ادای شکر خود به کرمت مهیا ساز و در این روز به حفظ و پرده پوشی ات مرا از گناه محفوظ دار ای بصیرترین بینایان عالم . دعای روز پنجم خدایا مرا در این روز از توبه و استغفار کنندگان قرار ده و از بندگان صالح مطیع خود مقرر فرما و هم در این روز مرا از دوستان مقرب درگاه خود قرار ده ، به حق لطف و رأفتت ای مهربانترین مهربانان عالم . دعای روز ششم خدایا مرا در این روز به واسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز وبه ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان ، به حق احسان ونعمتهای بیشمار تو به خلق ای منتهای آرزوی مشتاقان . دعای روز هفتم خدایا مرا در این روز به روزه و اقامه نماز یاری کن و از لغزشها و گناهان دور ساز وذکر دائم که تمام روز به یاد تو باشم نصیبم فرما ، به حق توفیق بخشی خود ای رهنمای گمراهان عالم . دعای روز هشتم خداوندا در این روز مرا ترحم به یتیمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشار سلام در مسلمانان و مصاحبت نیکان نصیب فرما ، به حق انعامت ای پناه آرزومندان عالم . دعای روز نهم ای خدا مرا نصیبی کامل از رحمت واسطه خود عطا فرما و به ادله و براهین روشن خود هدایت فرما و پیشانی مرا بگیر و به سوی رضا وخشنودی که جامع هر نعمت است سوق ده ، به حق دوستی ومحبتت ای آرزوی مشتاقان . دعای روز دهم خداوندا مرا در این روز از آنان که در تمام امور بر تو توکل کنند ونزد تو فوز وسعادت یابند واز مقربان درگاه تو باشند قرار ده ، به حق احسانت ای منتهای آرزوی طالبان . دعای روز یازدهم خداوندا در این روز احسان و نیکویی را محبوب من وفسق ومعاصی را ناپسند من قرار ده ودر این روز خشم وآتش قهرت را به من حرام گردان به یاری خود ای فریاد رس فریاد رسان . دعای روز دوازدهم خدایا در این روز مرا به زیور ستر وعفت نفس بیارای وبه جامه قناعت وکفاف بپوشان وبه کار عدل وانصاف بدار واز هر چه ترسانم مرا ایمن ساز به نگهبانی خود ای نگهدار وعصمت بخش خدا ترسان عالم . دعای روز سیزدهم خدایا در این روز مرا از پلیدی وکثافات هوای نفس وگناهان پاک ساز وبر حوادث خیر وشر وقضا ، قدرت صبر وتحمل عطا کن وبر تقوی وپرهیزگاری ومصاحبت نیکوکاران عالم موفق دار ، به یاری خود ای مایه شادی واطمینان خاطر مسکینان . دعای روز چهاردهم خدایا در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مفرما وعذر خبط وخطایم بپذیر ومرا هدف تیرهای وآفتهای عالم قرارر مده به حق عزت وجلالت اب عزت بخش اهل اسلام . دعای روز پانزدهم خدایا در این روز طاعت بندگان خاشع وخاضع نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما ، به حق امام بخشی خود ای ایمنی دلهای ترسان . دعای روز شانزدهم خدایا در این روز مرا به موافقت " اعمال وافکار" نیکان عالم موفق بدار واز رفاقت اشرار جهان دور گردان و مرا در این بهشت دارالقرار به رحمتت منزل ده , به حقّ الهّیت ومعبودیت ای خدای عالمیان. دعای روز هفدهم ای خدا مرا در ای روز به اعمال صالحه راهنمایی کن وحاجتها و آرزوهایم را بر آورده ساز ای کسی که نیازمند به شرح وسئوال بندگان نیستی, ای خدایی که ناگفته به حاجات وبه سرائر خلق آگاهی بر محمد و آل اطهار او درود فرست. دعای روز هیجدهم دعای روز نوزدهم خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان وراهم را به سوی خیراتش سهل وآسان ساز واز حسنات مقبول آن مرا محروم مسازای راهنمای به سوی دین حق وحقیقت آشکار. دعای روز بیستم خداوندا در این روز درهای بهشتها را به روی من بگشا ودرهای آتش دوزخ را ببند مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما ، ای فروز آورنده وقار وسکینه بر دلهای اهل ایمان. دعای روز بیست ویکم خداوندا در این روز مرا به سوی رضا وخشنودی خود راهنمایی کن وشیطان را بر من مسلط مگردان وبهشت را منزل ومقامم قرار ده, ای برآورنده حاجات معرفت ومشتاقان حق وحقیقت. دعای روز بیست ودوم خداوندا در این روز درهای فضل وکرمت را به روی من بگشا و برمن برکاتت را نازل فرما وبر موجبات رضا وخشنودیت موفقم بدار ودر وسط بهشتهایت مرا مسکن ده, ای پذیرنده دعالی پریشانان. دعای روز بیست وسوم خدایا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان و از هر عیب پاک ساز ودلم را در آزمایش رتبه دلهای اهل تقوی بخش, ای پذیرنده عذر لغزشهای گناهکاران. دعای روز بیست وچهارم خدایا در این روز از تو درخواست می کنم آنچه را که رضای تو در اوست, وبه تو پناه می برم از آنچه تو را پسند است, و از تو توفیق می خواهم که دراین روز به فرمان تو باشم وهیچ نافرمانی نکنم, ای عطا بخش سئوال کنندگان. دعای روز بیست وپنجم خداوندا مرا در این روز محب دوستانت ودشمن دشمنانت قرار ده ودر راه روش به طریقه وسنت خاتم پیعمبرانت بدار ای عصمت بخش دلهای پیعمبران. دعای روز بیست وششم ای خدا در این روز سعیم را در راه طاعتت بپذیر وجزای خیر عطا فرما وگناهم را در این روز ببخش و عملم را مقبول وعیبم را مستور گردان, ای بهترین شنوای صدای خلق. دعای روز بیست وهفتم خداوندا در این روز فضیلت لیلة القدر را نصیب من گردان وتمام امور وکارهای مشکل را آسان کن وعذرهایم را بپذیر ورز وگناهم را محو ونابود ساز ای روف ومهربان در حق صالحان. دعای روز بیست وهشتم ای خدا دراین روز به اعمال نافله ومستحبات مرا بهره وافرا عطا فرما وبه حاضر و آماده ساختن مسائل درحقم کرم فرما و وسیله مرابین وسایل واسباب به سوی حضرتت نزدیک ساز ای خدایی که سماجت والحاح بندگان ترا (از کار لطف وبخشش) باز نخواهد داشت. دعای روز بیست ونهم خدایا در این روز مرا سراپا به رحمت خود در پوشان وهم توقیق وحفظ از گناهان روزی فرما ودلم را از تاریکیهای مشکوک واوهام پاک دار ای مهربان بر بندگان مومنت . دعای روز سی ام خداوندا در این روز روزه مرا با جزای خیر ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود ورسولت واقع گردد وفروع آن را به واسطه اصول آن که ایمان وتوجه به توست محکم اساس گردان به حق سید ما محمد وآل اطهارش وستایش خدای را که پروردگار عالمیان است. خانواده سبز |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 0:48 توسط مسافر |
|
|
فرزندم ! از مردم توقع کاری که انجام دادن آن
برایشان دشوار است ؛ نداشته باش که در این صورت آن هم نشین از تو متنفر می شود و آن دیگری از تو کناره گیری میکند و در نتیجه تنها و بی مونس می مانی و چون تنها ماندی سر افکنده و خوار و بی مقدار میشوی . · از کسی عذر خواهی کن که عذر خواهی تو را بپذیرد و تو را ببخشد . · در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد ؛ کار تو را انجام میدهد . · به آنچه از مال و روزی دنیا خداوند به تو عنایت فرموده ؛ راضی و قانع باش تا همیشه با دل خوش زندگی کنی ؛ اگر میخواهی به همه عزتهای دنیا دست یابی پس دست طمع خود را از انچه در دست مردم است قطع کن ؛ زیرا پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند . · اگر حاجت و خواسته ای داری که بر آورده نمیشود غمگین و دلتنگ مشو ؛ زیرا بر آوردن آن حاجت به دست خداوند متعال است و هر حاجت زمانی دارد که هر گاه خدای بزرگ صلاح بداند آن زمان فرا می رسد و حاجت انسان بر آورده میشود ولیکن همه چیز را عاجزانه از خدای بزرگ بخواه و از او درخواست کن و انگشتان خود را به نشانه خواری و ذلت نسبت به پروردگار عالمیان به هنگام دعا کردن حرکت بده . · هرگاه تو به خودت ضرر رسانی ؛ بزرگترین دشمنی را در حق خود کرده ای زیرا دشمن را نسبت به خودت کار ساز کرده ای . · به کسی نیکی کن که اهل و مستحق ان نیکی باشد و برای رضای خدا . · اگر با مردم بیش از حد معاشرت کنی ؛ خود این عمل باعث جدائی و دوری میشود و همچنین از مردم دوری و کناره گیری هم مکن که خوار و ذلیل می شوی . · اگر میخواهی خدا بر تو رحم کند بر مردم نیز رحم کن . · هرکس به تو بدی کرد ؛ او را به حال خود خود رها کن که هر چه تو سعی کنی به او بدی کنی ؛ نمیتوانی بیشتر از خود او ؛ به او بدی کنی ؛ زیرا او در حقیقت به خودش ظلم کرده است . · هرگز با افراد فاسق و گنهکار همنشینی مکن زیرا ایشان بمانند سگانند ؛ اگر تو چیزی پیدا کنی می خورند و اگر چیزی پیدا نکنند سرو صدا به راه می اندازند و تو را سرزنش می کنند . · فرزندم ! بسیار شیرین مباش که تو را بخورند و تلخ هم مباش که تو را دور افکنند . در قرآن مجید سوره ای به نام لقمان میباشد که آیاتی را مختص به سخنان لقمان حکیم قرار داده اند ( بمانند آیات 12 و 13و16 الی 19 ). تالیف : علامه مجلسی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:54 توسط مسافر |
|
|
فصل بندگی از راه رسید. شاید بشه گفت یکی از مهمترین مراقبههای ماه مبارک رجب به یاد داشتن یه حدیث شریفه که حتما حتما بخونیدش و بیاد داشته باشیمش.
سید بن طاوس در كتاب اقبال صفحه 628 این حدیث رو از قول رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل كرده که ایشان فرمودند: ان الله تبارک و تعالی نصب فی السماء السابعة ملکا یقال له الداعی؛ خداوند متعال در آسمان هفتم ملکی را قرار دادهاند که به او داعی (ندا دهنده) گفته میشود، فاذا دخل شهر رجب؛ وقتی که ماه رجب وارد میشود، ینادی ذالک الملک؛ این ملک ندا میدهد، کل لیله الی الصباح؛ هر شب تا صبح، طوبی للذاکرین؛ خوش به حال آنان که در ذکرند، طوبی للطائعین؛ خوش به حال اطاعت کنندگان فرمان الهی، و یقول الله تعالی؛ و خود خداوند متعال می فرماید، انا جلیس من جالسنی؛ من همنشین آن کسی هستم که همنشین من است، و مطیع من اطاعنی؛ و من مطیع و فرمان بردار کسی هستم که مطیع و فرمان بردار من است، و غافر من استغفرنی؛ و بخشندۀ کسی هستم که از من طلب بخشش کند، الشهر شهری؛ ماه ماهِ من است، و العبد عبدی؛ و بنده، بندۀ من است، والرحمة رحمتی؛و بخشایش هم بخشایشِ من است، فمن دعانی فی هذا الشهر؛ پس هر کس مرا در این ماه بخواند، اجبته؛ پاسخش را میهم، و من سألنی؛ و کسی که از من چیزی بخواهد، اعطیته؛ به او عطا میكنم، و من استهدانی؛ وکسی که از من هدایت بخواهد، هدیته؛ هدایتش میكنم، و جلعت هذاالشهر حبلا بینی و بین عبادی؛ و این ماه را ریسمان اتصالی بین خودم و بندگانم قرار دادم، فمن اعتصم به وصل الی؛ پس هر کس به آن دست یازد به من متصل میشود. فصل بارش رحمت خداشروع شده الهی که همه غرق بشیم.آمین |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:15 توسط مسافر |
|
|
چگونه دعا کنیم که دعایمان زودتر مستجاب شود؟
آنچه باید برای ما مهم باشد ، اصل استجابت دعا ها است و دیر یا زود آن مهم نیست ، زیرا گاهی مصلحت اقتضا می کند که دعا دیتر اجابت شود ؛ زیرا خداوند از خیر و صلاح ما آگاه تر است . پىنوشتها: |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 17:29 توسط مسافر |
|
|
قبل از توضيح سؤال، به طور گذرا به معناى دعا و ضرورت آن از نظر قرآن، اشاره مىشود. مسألهى ضرورت و انجام دعا نه تنها در دين اسلام امرى قطعى و مسلم است، بلكه در اديان انبياى گذشته و نزد پيامبران سلف نيز مسألهى دعا يك امر حتمى بوده و پيشوايان الهى اين مطلب را به مردم گفته و آموختهاند، افزون بر اين خودشان در موارد متعددى دعا كردهاند، كه از جملهى آن موارد دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام و استجابت آن است كه در سورهى ابراهيم عليه السلام، آيهى 37 ذكر گرديده است،[1] و نيز دعاى حضرت موسى عليه السلام[2] و پيامبران ديگر بيان شده است. خداوند در آيات متعددى بندگان را به دعا دعوت نموده است، از جمله در آيات "بقره، 186" و آيهى "غافر، 60".
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:58 توسط مسافر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است. (خداوندى كه) بخشنده و بخشايشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (خداوندى كه) مالك روز جزاست. (پروردگارا!) تنها تو را مىپرستيم; و تنها از تو يارى مىجوييم. ما را به راه راست هدايت كن... راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى; نه كسانى كه بر آنان غضب كردهاى; و نه گمراهان. |
| پیوندهای روزانه |
|
پارس قرآن وبلاک دکتر عبدل کریم شمشیری آیه ها و نشانه ها دعا کیمیا قرآن مجید آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
یا مهدی به خدا می آید مهدی فاطمه اعتقادات سایتی بسیاز خوب نسیم وحی بهشت گمشده من |
|
RSS
|